قهرمان ميرزا عين السلطنه
1281
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بيانات به آدم ابله سفيه نمىماند ، و اللّه اعلم . تا حال هم حبس است و از قرار معلوم دور نيست مستخلص شود و كشته نشود . خصوصا گفته است سيد هستم . وضع صاحبقرانيه - تدبير ناصر الدين شاه حالا هركس در صاحبقرانيه بوده بيرون كردهاند و قراول زياد گذاشتهاند . هركس وارد شود جويا مىشوند . صاحبقرانيه ، دو ده وصل بههم است . تقريبا وسط شمرانات هم واقع شده . تمام وزراء و عملهء خلوت آنجا منزل دارند . نمىشود جلوى آن اشخاص را گرفت . عمارت شاه هم قلعه و ارگى ندارد . درست مستحكم نيست . شاه شهيد هم بواسطهء همين ازدحام و كثرت جمعيت از هر قبيل بود كه هيچوقت [ در آنجا ] اقامت زياد نمىكرد و جاى منزوى براى خودش مثل شهرستانك و سلطنتآباد انتخاب كرده بود . به گرماى سلطنتآباد ساخته بود كه دور از مردم و ده باشد . عملهء خلوت و كسان خيلى نزديك هم جا نداشتند بمانند . ناچار دهات حولوحوش منزل مىگرفتند . روز با يك جلودار مىآمدند و شب مىرفتند . فقط روز و شب قراول و سرباز آنجا بود . ديگر مثل صاحبقرانيه هركس منزل نداشت و ده نبود كه باعث اين نوع مفاسد بشود . همهء كار او براى وجود خودش از روى كمال عقل و شعور بود كه اگر هزار سال ديگران فكر كنند نخواهند فهميد مگر بعد از دلايلى كه متدرجا مشاهده مىشود . همهكس تعجب داشت كه هواى صاحبقرانيه و عمارت آنجا را چرا بايد گذاشت و سلطنتآباد رفت . فقط براى اين اتفاقات بود . پارسال صاحبقرانيه از كثرت جمعيت تعفنى كرده بود كه نزديك بود و با بيايد . تمام ناخوش شدند و عبور از آنجا مورث ناخوشى بود . در سفرها مشاهده مىكرديم هفت روز در يك مكان اردو بود با وجود آنكه رودخانه داشت زمين و زمان تعفن مىكرد . سه ماه و چهار ماه در صاحبقرانيه اين اردو تعفن نمىكند ؟ آن شاه هيچ وقت يك ماه تمام در اين نقاط اقامت نمىكرد . متصل در گردش و تغيير مكان بود . بازگشت اتابك از قم سهشنبه 22 صفر - صبح ميدان رفتم . صدراعظم گفتند وارد شده يكسر به شمران رفته . به عمارت امين الملك وارد شده از آنجا به خاكپاى مبارك [ رسيده ] . كريم بيك كالسكهچى مىگفت دم استخر ايستاده بوديم از عقب رسيد . پياده شده با حضرت و الا معانقه كرده اتفاقا بالا تشريف بردند . همهمهء غريبى ميان مردم است . عموما خوشحالى مىكنند . همه اميدوارند كارها خوب شود . فردا شاه شهر خواهند آمد تا چه شود . توقف ما در شمران دو شب بود . هواى آنجا هم گرم بود . درختهاى باغ را اغلب انداختهاند .